|
در معارف بشري دو جنسي بودن روان انسان از قديم انعكاس وسيعي داشته است، در فلسفه افلاطون انسان نخستين در جهان مُثلی، هرمافروديت بود يعني هم نر و هم ماده كه در اين جهان به دو موجود كامل نر و ماده تقسيم شد. يونگ كاملاً مصّر بود كه بخشي از وجود يك مرد، زن و بخشي از وجود يك زن، مرد است. اين بخش هر چند ناخوداگاه است و آدميان به صورت معمول بدان آگاه نيستند اما از او فرمان مي پذيرند و در بسياري از اعمال و رفتار خود تحت سيطره او هستند (يونگ،1970). ترانس سكشوال در گذشته ائونيسم[1] ناميده مي شد. اولين فرد مبتلا را شواليه ائون بيومانت[2] مي دانند. او لباسهاي زنانه مي پوشيد و به كارهاي زنانه علاقمند بود.زماني كه پادشاه (لويي پانزدهم) به راز او پي برد. دستور داد تا او را براي انجام يك ماموريت سري با لباس مبدل زنانه به روسيه فرستادند. بعد از انجام ماموريت با لباس مردانه به لندن بازگشت و مجبور شد تا مدتي را به صورت مردانه زندگي كند. با مرگ پادشاه، در يكي از محله هاي لندن به صورت ناشناس، اما همانند يك زن تا آخر عمر زندگي كرد و در سن 81 سالگي بر اثر بيماري در گذشت. او 49 سال را مانند يك مرد و 34 سال را همچون يك زن زندگي كرده بود.
این پست هم از نظرات دوست خوبم تاج ماه عزیزهست٬ که به خاطر نظر خوبش ازش ممنونم.
مطلب مورد نظر را خواندم و از اینکه نوشته بودید ترانس سکشوال متن را نمی توانستم حدس بزنم و بعد که آن را خواندم متوجه شدم در مورد کسانی صحبت می کنید که تمایل به تغییر جنسیت دارند اما نه به واسطه خود آگاهی و خواست ظاهری ...
ظاهرش مردانه به نظر می رسد ، از سینه پهن ، بازوان عضلانی ، ریش تیره پر پشت گرفته تا صدای کلفت ؛ مشکل می شود باور کرد او روزی یک زن بوده است.
تا چهار سال بیش که تحت عمل جراحی تغییر جنسیت قرار گرفت در واقع یک زن به تمام معنا بود ولی بالاخره در سن 25 سالگی تصمیم خود را گرفت و تغییر جنسیت داد ؛ حالا همه او را به نام سعید می شناسند حتی شناسنامه او می گوید که او دیگر سعید است. شوهر سابق او به نوعی او را تشویق کرده بود که تغییر جنسیت بدهد و حالا هم که یک مرد شده است همچنان با شوهر سابق خود دوست است. به گفته خودش به تازگی با دختری نامزد شده است و به زودی با هم ازدواج خواهند کرد. او که می خواهد اسم کاملش منتشر نشود در این باره می گوید: از این که تغییر جنسیت دادم احساس رضایت می کنم چون زندگی ام را دوست دارم و کوشش می کنم که خودم و دیگران هویت گذشته من را فراموش کنند. وی می افزاید : در 25 سالگی تغییر جنسیت دادم ولی باور تبدیل شدن از یک زن تمام عیار به یک مرد برای خود هم مشکل است. یک فرد نزدیک به سعید درباره او می گوید : هیچکس به اندازه یک قاضی که اجازه عمل جراحی تغییر جنسی او را صادر کرده نتوانسته بود به او کمک کند.
در دنیای امروز و با توجه به پیشرفت علم ، داشتن یک بیماری در اثر مشکلات ژنتیکی در زمان تولد دیگر امر عجیبی به حساب نمی آید و حتی در بسیاری از موارد هم این نابسامانیها قابل جبران و یا درمان شناخته شده اند ، که از جمله این بیماریها دو جنسیتی بودن بعضی از افراد است.
این گروه درعین اینکه در جامعه ظاهرا" مرد یا زن معرفی شده اند، اما از نظر ظاهری و تمایلات درونی نظیر نوع رفتار ، آرایش ظاهری و شیوه انتخاب لباس به جنس مخالف گرایش دارند. کارشناسان در خصوص این افراد تاکید کرده اند که این مسئله به خانواده آنان، نوع تربیت و یا خود بیماران ربط ندارد و بدون هیچ دخالت انسانی به وجود می آید. اما تحقیرهای جامعه به این گروه و یا نسبت به خانواده شان سبب شده تا آنان گوشه گیر و منزوی شوند و یا حتی در بعضی اوقات اعضای خانواده پنهان کردن فرزند خود را به معرفی آن ترجیح دهند. از سوی دیگر بسیاری از خانواده هایی که از آگاهی بیشتری برخوردارند و رفع مشکل فرزند خود را بسیار جدی مد نظر قرار داده اند ، از توانایی پرداخت هزینه های عمل جراحی بی بهره بوده و موفق به تغییر وضعیت موجود نشده اند
مطلب این پست هم از دوست خوب قبلی٬آرش هست. و این قضیه تا چند پست بعدی هم ادامه پیدا می کنه.
چندی پیش در خبرها آمده بود که عمل های جراحی تغییر جنسیت در ایران افزایش یافته است و دختران جوان زیادی تمایل پیدا کرده اند که جنسیت خود را تغییر دهند. طبق آمار سازمان بهداشت جهانی ، از هر یکصد هزار پسر و از هر چهار صد هزار زن در جهان یک نفر تغییر جنسیت می دهند و علاقه به تغییر جنسیت در پسران به مراتب بیشتر از دختران است.
سلام.از این پست به بعد٬ می خواهم از مطالبی که دوستان عزیزم در قسمت نظرات برام گذاشتند٬استفاده کنم.
این پست٬لطف دوست عزیزم آرش هست.که ازش خیلی خیلی ممنونم. مديركل اداره پيشگيري از آسيبهاي اجتماعي بهزيستي, اعلام كرد: بهزيستي در سال ۸۵, بودجه ساماندهي دوجنسيها را دريافت ميكند.
امروزه عمل تغییر جنسیت در بسیاری از کشورها انجام می گیرد٬ فارغ از این که این جوامع ترانس سکشوالی را چگونه توضیح می دهند ؛بیماری روانی٬ یا اختلال هورمونی ـ بیولوژیکی.
در ایران٬بعد از حوادث سال ۱۳۵۷ و تغییر قدرت سیاسی٬ دونفر از ترانس سکشوال های کشور٬ به آقای خمینی نامه نوشته و مشکلات خود را با او مطرح کردند.آقای خمینی دستور می دهد که کسی حق ندارد مزاحم آنها شود. آنها بعدا تغییر جنسیت دادند و بعد از مدتی٬عمل تغییر جنسیت در کشور هم قانونی شد. در سال های اخیر هم برخی از روحانیان به این مسئله توجه کرده اند. از جمله یک روحانی که به محافظ ترانس سکشوال خود کمک کرد تا تغییر جنسیت دهد. و بعدا آن دو با هم ازدواج کردند. درک و فهم علت اینکه چرا فرد ترانس سکشوال می شود٬ هر چند ممکن است مرهمی بر زخم او باشد ٬ اما واقعیت این است که رنج و فشار اجتماعی ـ فرهنگی همچنان او را عذاب می دهد. طوری که خیلی ها بعد از عمل تغییر جنسیت هم نمی توانند تاریخ زندگی خود و مسیری که طی کرده اند را به دوستان و اطرافیان خود بازگو کنند. به همین دلیل دوستان ترانس سکشوال باید زمزمه های مربوط به ایجاد یک انجمن حمایتی برای افراد ترانس سکشوال در کشور را جدی بگیرند و در حالیکه هیچ ممانعت قانونی ندارند٬ بهتر است برای حمایت و پشتیبانی از همدیگر دور هم جمع شوند و گروهی برای خود تشکیل دهند.به خصوص که ترانس سکشوال ها در مقابله با افکار و پیشداوری های فرهنگی در مورد جنسیت٬ در طول تاریخ نشان داده اند٬ که از استعداد بیشتری برخوردارند. و قبل از آشکار شدن جنبش همجنسگرایی٬با حضور علنی خود در جامعه٬ نقش بسیار مهمی در ایجاد گفتمان های مربوط به جنسیت ایفا می کنند٬ حتی اگر خود چنین قصدی نداشته باشند. برگرفته از مجله ی الکترونیکی ماها تاریخ ترانس سکشوالی: ترانس سکشوال ها در طول تاریخ وجود داشته اند.در جوامع اولیه مردم بر این اعتقاد بودند که ترانس سکشوال ها از قدرت سحر و جادو و یا رابطه با خدایان برخوردارند٬و انسان هایی مهربان٬ خوش خو و روحانی مآب هستند. در افسانه های روم قدیم آمده که افرادی مذهبی/روحانی(Gallae) وجود داشته اند که با هم به صورت مشترک زندگی می کرده اند. در اقوام بومی استرالیا٬ ترانس ها هنوز به عنوان افرادی با نیرو و قدرت ویژه شناخته می شوند. در کشور کنیا ترانس سکشوال ها را پوکتوس٬ و در ماداگاسکار سکراتا می نامند. این اسامی جدید نیستند٬ بلکه در طول تاریخ و نسل اندر نسل وجود داشته اند. در هند امروز٬ ترانس سکشوال ها به «هیجی رایس» معروف اند و به عنوان افرادی مذهبی که عمل تغییر جنسیت ساده ای را بر آلت خود انجام می دهند٬ شناخته می شوند. در کشور عمان٬ این افراد علناً در خیابان و کوچه بازار دیده می شوند هر چند که رفتار برخورد محترمانه ای با آنها صورت نمی گیرد. در جنوب کشور خودمان٬ از فاصله ی بین جنوب بوشهرتا بندرعباس که محل سکونت هموطنان عرب و سنی مذهب خودمان است٬ ترانس سکشوال ها حضور کاملی داشته اند و تا همین امروز هم می توان به مردان ترانس سکشوال برخورد کرد که علناً لباس زنانه می پوشند٬ خود را زن معرفی می کنند و در مراسم عروسی ها برای رقص از آن ها دعوت می شود. و حتی در مراسم مذهبی یا عروسی در جمع زنان می نشینند٬ چون خود را باطناً زن می دانند. اصطلاح ترانس سکسول یا ترانس سکشوال٬اولین بار در سال ۱۹۳۰ در کشور آلمان متداول شد.و اولین عمل تغییر جنسیت هم در آنجا صورت گرفت.اینار وگنر به دکتر مراجعه کرد و حاضر شد عمل تغییر جنسیت روی او اجرا شود تا علاج یابد. و بعد از عمل هم اسم لیلی البی را برای خود انتخاب کرد. البته این عمل چندان موفقیتی برای او به همراه نداشت. اولین عمل موفق تغییر جنسیت در سال ۱۹۵۳ در آمریکا بر روی شخصی به نام George jorgensen صورت گرفت که بعد از عمل٬ نام زنانه ی کریستین یورگنسن را برای خود انتخاب کرد و حتی در چند فیلم هالیوودی هم بازی کرد. این عمل مورد توجه خبرگزاری ها و مطبوعات واقع شد و گزارشات مفصلی درباره ی آن و مسئله ی ترانس سکشوالی منتشر گردید و همین امر موضوع ترانس سکشوال ها و عمل تغییر جنسیت را سر زبان ها انداخت. اما بعد از آن باز هم تعداد زیادی از جراحان همچنان با عمل جراحی مخالفت کرده و ترانس سکشوالی را تحت عنوان یک بیماری و اختلال صرفاً روانی که هیچ گونه پایه و اساس بیولوژیکی ندارد توضیح می دادند.تا اینکه پزشکی به نام هاری بنیامین به مطالعه ی جدی و عمیق٬ و سپس معالجه و جراحی افراد ترانس سکشوال روی آورد. مجموع بررسی ها و مطالعات هاری بنیامین در کتابی به نام «پدیده ی ترانس سکشوال»منتشر وبه تغییرات گسترده ای به نفع ترانس سکشوال ها منجر گردید.در حال حاضر انجمنی که کارهای هاری بنیامین را دنبال و چارچوب ها و دستورالعمل های پزشکی برای عمل تغییر جنسیت برای پزشکان در سراسرهان تهیه می کند٬ به این نام معروف است: Harry benjamin international gender dysphoria association
دلایلی که برای ترانس سکشوال شدن افراد ابراز شده٬همگی دلالت بر این دارند که هنگامی که جنین در رحم مادر است٬اگر مادر دچار فشار و استرس شود این امکان وجود دارد که سیستم اعصاب و هورمون های جنین را دچار اختلال کند٬ و همین باعث می گردد که جنین بعدا ترانس سکشوال شود.همچنین گفته می شود در دوران جنگ و ناملایمات درون جامعه(و بلافاصله بعد از آن) درصد ترانس سکشوال ها در اجتماع بیشتر می شود.در مورد درصد دقیق افراد ترانس سکشوال در جوامع مختلف آماری وجود ندارد٬ اما ادعا می شود که از هر سی هزار نفر حداقل یک نفر ترانس سکشوال است.پدیده ی ترانس سکشوالی در بین زنان و مردان به یکسان دیده می شود و برخلاف تصور خیلی ها٬ این پدیده مختص مردان نیست.پدیده ی ترانس سکشوالی تنها در بین انسانها دیده نمی شود٬ بلکه محققان به مواردی از این پدیده در بین برخی حیوانات هم برخورد کرده اند.
راه حل یک ترانس سکشوال برای خلاص شدن از زندانی که بدان گرفتار آمده این است که تغییر جنسیت دهد.این امر باعث می شود فرد خود را باز یابد و با باطن و ظاهری متناسب با هم زندگی کند.این ادعای محققان هم ناگفته نماند که ترانس سکشوال ها از استعداد هنری بالایی برخوردارند. ترانس سکشوال ها عموما دیرتر از هم سن و سالان خود به رشد فیزیکی می رسند٬ مثلا ممکن است کلفت شدن صدا یا رشد موی بدن یک پسر ترانس سکشوال دیرتر بروز کند. ترانس سکشوال ها هر چند که در ابتدا بنابر علل فرهنگی٬اجتماعی و خانوادگی٬سعی بر پنهان کاری و مخفی نگه داشتن راز خود می کنند٬ اما بعدها به ناچار به انتخاب بین مرگ و زندگی می رسند٬ چرا که تحمل روانی این تناقض و زندگی دوگانه را ندارند.اگر به زندگی خود خاتمه ندهند٬ بسیاری از آن ها در مسیر تغییر جنسیت خود از خانواده رانده می شوند٬ دوستان و نزدیکان از آن ها فاصله می گیرند٬ با برخورد های تند٬ بد٬ناموجه و غیرمنطقی بسیاری از پزشکان و روان شناسان موجه می شوند٬کسی آن ها را باور نمی کند٬خیلی از آن ها هزینه ی مالی برای خرید و تهیه ی داروها و قرص های هورمونی را ندارند٬ هزینه ی عمل جراحی تغییر جنسیت بالاست و ..... به این مشکلات٬احساس ناامنی٬ تنهایی٬ کمبود اعتماد به نفس و بی اطمینانی به کار خود و.....را هم اضافه کنید.بی جهت نیست که می گویند به جز خود ترانس سکشوال ها٬امکان ندارد دیگران بفهمند که آن ها چه دردی می کشند و در چه جهنمی زندگی می گذرانند.بعضی از آنها هم برای تهیه ی هزینه ی قرص ها و داروها٬به خودفروشی یا کارهایی از این نمونه روی می آورند. برگرفته از مجله ی الکترونیکی ماها هویت هر انسانی از چندین بخش تشکیل شده است؛هویت اجتماعی،٬ هویت قومی،٬ملی٬،سیاسی و ....هویت جنسی هم بخشی از هویت فرد است.مرکز اصلی بدن که تعریف انسان از هویت خود-از جمله هویت جنسی -را بر عهده دارد٬در مغز واقع شده است. ترانس سکشوال فردی است که تناسب بین معادله ی بین آلت تناسلی و جنسیت خود را قبول ندارد و تضادی بین این دو می بیند.به زبان ساده تر٬آن بخش از مغز انسان ترانس سکشوال که به هویت جنسی مربوط می شود و آن را تبیین می کند٬در تضادی کامل با ساختار فیزیکی بدن و شکل و شمایل آلت جنسی او قرار دارد.این تضاد به این گونه نیست که فرد خودش تصمیم بگیرد-یا فکر کند-که ترانس سکشوال است.و از جنبه ی روانی خیلی عمیق تر از این هاست.به عبارت دیگر٬یک ترانس سکشوال از جهت نگاه به خود و به هویت و جنسیت خود٬براین باور است که فیزیک او (بدن٬،تن، و آلت تناسلی)با درونش(روح٬،جان و روان او)همخوانی ندارد.یک« ترانس سکشوال با ظاهر مردانه»بر این باور است که او وجوداً یک زن است٬اما «اشتباهی»در بدن یک مرد زاده شده.و یک «ترانس سکشوال با ظاهر زنانه»هم فکر می کند که او روحاً و باطناً یک مرد است و اشتباهاً در یک جسم زنانه گنجانده شده است.فرد ترانس سکشوال از این دوگانگی درون و بیرون خود رنج می برد و می خواهد هر چه زودتر روان خود را از این جسمی که به وی تعلق ندارد نجات دهد٬ پس با خوردن داروها و قرص های هورمونی سعی می کند جسم خود را به شکلی تغییر دهد که هر چه بیشتر با درونش همخونی داشته باشد.اما او زمانی به آزادی و رهایی کامل می رسد که با عمل جراحی تغییر جنسیت بدهد و خود را از شر آلت تناسلی ای که با آن احساس بیگانگی می کند رهایی بخشد.چرا که تفاوت بیت آلت جنسی فرد و جنسیت و هویت جنسی او ٬به یک تضاد عمیق ذهنی تبدیل می شود که از جهت روحی و روانی عواقب ناگواری بر او دارد.لذا او می خواهد هر چه زودتر خود را از این گرفتاری و مخمصه نجات دهد. چنین فردی معمولاً از همان سنین کودکی(پنج تا ده سالگی)متوجه اختلاف و تضاد گفته شده می شود٬اما به صورت گنگ و نامفهوم. و شاید در همان سنین کودکی٬صادقانه و براساس شناخت و درک خودش حرکات و اداها و رفتارهای آن جنسی را در پیش بگیرد که از نظر ذهن و روان،٬خود را تعریف می کند٬(نه آنطور که ساختمان ظاهری بدنش نشان می دهد). اما والدین و یا اطرافیان آنرا نامناسب و حتی عجیب می بینند.مثلا اگر این کودک از نظر شکل آلت تناسلی پسر باشد٬به پوشیدن لباس دخترانه رو می آورد(اگر خواهر نداشته باشد٬ به لباس مادر رو می آورد)والبته گاهی بعضی خانواده ها هم با یک شوخی از کنارآن می گذرند که «بچه» است و نمی فهمد.البته این را همین جا باید اضافه کنیم که برخلاف تصور رایج٬ ،هر کودکی که در سنین اولیه لباس جنس مخالف می پوشد٬ حتما یک ترانس سکشوال یا همجنسگرا نخواهد شد. نکته ی قابل ذکر دیگر این است که یک ترانس سکشوال ٬همجنسگرا نیست.به این دلیل که فرضاً یک پسر/مرد ترانس سکشوال چون روحاً و جاناً و طبیعتاً خود را یک زن می داند و بدن پسرانه/مردانه ی خود را به رسمیت نمی شناسد٬،تمایل جنسی به یک مرد را هم دال بر همجنسگرا بودن خود نمی داند٬بلکه بالعکس؛می گوید من زنی هستم که به جنس مخالف خودم(مرد) گرایش دارم٬ هرچند که روح و جانم در یک بدن اشتباهی گرفتار آمده باشد. آنچه که یک ترانس سکشوال می خواهد این است که تناسب فیزیکی بدن و آلت تناسلی خودش با روان و احساس و جان درونش یکی شود٬ و بعد از عمل جراحی٬ می خواهد با یک نفراز جنس مخالف ازدواج نماید. یعنی اگردختر ترانس سکشوال بوده ٬بعد از تغییر جنسیت و مرد شدن با یک زن ازدواج می کند و یک پسر ترانس سکشوال بالعکس. تضادی که فرد ترانس سکشوال از همان دوران کودکی مابین ماهیت درونی و بیرونی (ظاهر و باطن) خود حس می کند٬درد و رنج٬ تنهایی و انزوا٬ و فشار زیادی به او تحمیل می کند٬ و او گیج و منگ از این قائله٬ نه تنها نمی داند چرا باید وضع این گونه باشد٬ بلکه ناآگاهی اطرافیان٬ شماتت٬ تحقیر٬ سرزنش و سرکوفت های خانواده و اطرافیان هم مزید بر علت می شود و بر رنج او می افزاید. و متأسفانه همین مشکلات در نهایت بسیاری از ترانس سکشوال ها را در همان سنین جوانی به سمت خودکشی می کشاند٬ چرا که قادر نیست یکبار برای همیشه به این تضاد و تناقض ظاهری و باطنی خود پایان دهد. برگرفته از مجله ی الکترونیکی ماها |
|

