این پست هم از نظرات دوست خوبم
تاج ماه عزیزهست٬ که به خاطر نظر خوبش ازش ممنونم.
مطلب مورد نظر را خواندم و از اینکه نوشته بودید ترانس سکشوال متن را نمی توانستم حدس بزنم و بعد که آن را خواندم متوجه شدم در مورد کسانی صحبت می کنید که تمایل به تغییر جنسیت دارند اما نه به واسطه خود آگاهی و خواست ظاهری ...
من مدتی در بارسلون اسپانیا زندگی کرده ام و با این گروه افراد به خوبی آشنا هستم و می توانم به قدرت بگویم در زمانی که من در آنجا بودم به حد امروزی این نوع افراد دیده و یا زیاد نشده بودند ولی در آنجا شاید بیشتر از هر جای دیگر من آن ها را دیده و حتی با آن ها معاشرت کردم
این افراد همانطور که گفتید بسیار مردمانی مهربان و لطیف و با احساس هستند و برای من که یک خانم بودم معاشرتی بدون ناراحتی و قید و شرط با آن ها همراه داشت و می توانستم به راحتی با آن ها رفت و آمد کنم در حالی که تا قبل از این آشنایی تصور می کردم آنان بیمارانی هستند که احتیاج به معالجه دارند ولی بعد متوجه شدم همانطور که در خلقت٬ هر کسی به یک شکل و با یک فرم به دنیا می آید و مثلآ دماغش بزرگ است زیبا یا زشت است آن ها هم با یک چنین وضعیتی متولد شده ودرست مانند کسی که با بینی بزرگ نیاز به عمل کردن آن دارد حتی در آنها به صورت یک لزوم نه از روی خواسته های لوکس بلکه به صورت نیازی طبیعی به سمت تغییری گام بر می دارند که بدنشان به آن ها حکم می کند.